رستوران دوست داری یا کافی شاپ؟

رستوران کافی شاپ
  • رستوران هتل دلفین

  • آدرس: بندرانزلی - گیلان - ساحل قو.خیابان اطباء
میسیز همیشه عاشق جاهای لوکس و شیکه. برعکس مستر که بیشتر دوست داره به رستورانهای کوچیک و دنج بره. خصوصا رستورانهای شمال که به نظرم جاهای کوچیک که خانم های شمالی توش آشپزی می کنن از رستورانهای بزرگ و بعضا معروف غذاشون بهتره. شبی که بندر انزلی دنبال هتل یا ویلا بودیم یه سر هم هتل دلفین که شیک و تازه ساز بود رفتیم ولی اطاق نداشتن. واسه همین رفتیم ویلا گرفتیم با بدبختی. صبح که بیدار شدیم میسیز دستور داد که بریم هتل دلفین. مستر هم که اصلا این جور مواقع روی زیزیگولو رو کم می کنه اطاعت امر کرد. عباس هم که عضو خنثی بود و تسلیم. قبل از اینکه بریم داخل هتل برای صرف صبحونه، یه سر رفتیم کنار دریا و از دیدن دریا کلی حال کردیم. جالبه که وقتی بورنموث زندگی می کردم خونم طبقه ششم یه برج بود کنار دریا که دید معرکه ای داشت به دریا ولی یه ماه اول از دریا زده شدیم. فقط وقتی دوست داشتم دریا رو که ماه روی دریا نورافشانی می کرد. واقعا اون صحنه رو هیچ وقت از یادم نمی برم و یاد آهنگ مهتاب روشنایی آسمان می افتادم. ساعتای ۱۱ بود و فکر نمی کردم صبحونه داشته باشن ولی خدا رو شکر داشتن. البته منو عباس منتظر بودیم که بگن صبحونه تموم شده تا بهونه گیر بیاریم و بریم یه کافه محلی برای صرف صبحونه ولی خوب نشد!!! (امیدوارم میسیز نخونه این متن رو)
رفتیم داخل کافی شاپ. محیطش واقعا قشنگ بود. جلوی در که فرمون کشتی بود که منو یاد کارتونای دزدای دریایی می نداخت. داخل هم تیره کار شده بود و با لامپهای بسیار زیبایی که تو سقف کار شده بود فضا رو رومانتیک کرده بود. مجسمه های زیبایی از یه پیرزن پیرمردی که روی صندلیهای متحرک نشسته بودن و در حال نوشیدن و دوختن بودن آدمو می برد تو حال و هوای خاص. موزیک هم حرف نداشت و کاملا خوشحالی رو می شد تو چهره میسیز دید. نشستیم و من و عباس چای سفارش دادیم. میسیز هم کاپوچینو می خواست ولی نداشتن. واسه همین کافی گرفت. ظرفاشون خیلی شیک بود و بار خوشگلی هم داشت. تابلوها و مجسمه های زیبایی هم به دیوار بود که از همشون عکس گرفتم براتون. صبحونه سلف سرویسی بود. نون محلی و تست هم داشتن. مرباهای آلو(تاحالا تیست نکرده بودم) مربای هویج، آلبالو، عسل، خامه و کره و پنیر تبریز و پنیر معمولی، کشمش، کالباس، تخم مرغ آب پز، سوسیس و سیب زمینی داشتن. صبحونه کاملی بود ولی جای تخم مرغ نیمرو خالی بود. سوسیس و سیب زمینی هم ته کشیده بود واسه همین فقط تونستم بو بکشم و یواشکی نونمو به روغنش بزنم که ببینم چه طعمی داره. تخم مرغ رو با کره قاطی کردم. این کارو از مامان تیستر یاد گرفتم. الحق که کشف توپیه و خوشمزه می شه. شیر و آب پرتقال هم خوردیم. البته آب پرتقالشون سن ایچ بود. نمی دونم چرا شمال هر جا بهمون آب پرتقال دادن از پرتقالای کوهی خبری نبود. 
در مجموع جای خوبی بود برای کسایی که مثل میسیز جای دنج و شیک رو می پسندن. هزینه هم ۳۵۰۰۰ تومان شد که خوب ارزون هم نبود. بعدش رفتم دوباره کنار دریا که دیدم ۴ ۵ نفر دارن کنار دریا نیمرو رو پیک نیک درست می کنن. ۵ دقیقه ای داشتم نگاشون می کردم و می خواستم براتون عکس بگیرم که خجالت کشیدم برای اولین بار. 
راستی فضای بازشم خیلی قشنگ و سرسبز بود...
بعدش هم تو ماشین بودم کنار سطل آشغال که در کمال ناباوری کارمند کافی شاپ اومد و آشغالا رو ریخت تو صحن هتل و یه متریه سطل آشغال!!!! آخه حیف این طبیعت زیبا نبود که آشغال رو تو فاصله یه متری سطل آشغال بریزن!
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین
  • رستوران هتل دلفین

نظــرات شما

    نظری ثبت نگردیده است!