رستوران دوست داری یا کافی شاپ؟

رستوران کافی شاپ
  • رستوران شاهین

  • آدرس: چالوس - مازندران - جاده چالوس – ابتدای سیاه بیشه
مستر می خواست زمینشو تو شمال بفروشه. آخه درآمد مستر دیگه کفاف هزینه رستورانها رو نمی ده واسه همین با وحید و داداش تیستر و عباس و فرهاد راه افتادیم به سمت کلاردشت. از جاده چالوس رفتیم. تو راه ۲ ۳ باری ایستادیم و از مناظر زیبا استفاده کردیم. تو راه انقدر همدیگرو اذیت کردیم که از چشامون اشک میومد. انقدر انرژی مصرف کردیم که به سربیشه که رسیدیم گشنه گشنه بودیم. کلا این منطقه رو من به خاطر کباباش دوست دارم. از بچگی هم وقتی گوشت آویزون تو قصابی یا کبابی می دیدم ضعف می کردم و چشام ۴ تا می شد. طبیعت سیاه بیشه هم حرف نداشت. جلوی چند تا کبابی نگه داشتیم تا انتخاب کنیم کدوم رستوران بریم. بالاخره بعد از ۴ ۵ دقیقه بالاخره کبابی شاهین رو انتخاب کردیم. ۲ نفر که یکی از اونها مسن بود در حال تیکه کردن گوشت بودن. ازشون پرسیدم هر چی که از همه بهتره رو بذاره که اونم با آب و تاب گوشت بره رو پیشنهاد کرد. ۵ تا بره گرفتیم. یک کوبیده و ۳ تا خوش گوشت هم گرفتیم که از همه چی براتون تیست کنم. البته تا اونجایی که در جریانم خوش گوشت رو بهداشت ممنوع کرده ولی به هر حال خریدیم. ۳ تا هم برنج گرفتیم چون وحید و عباس خیلی گشنشون نبود و ناهار رو یه ذره دیر خورده بودن. تو پخت کبابا به کباب پز اونجا کمک کردیم. درحال باد زدن کبابا بودیم که دیدم دنده کباب هم دارن سیخ می کشن. یک دنده هم سفارش دادم تا تقریبا همه چی رو براتون تیست کرده باشم. گوجه رو هم فراموش کردم. از اون هم سفارش دادیم. در حال پختن کبابا یک سیخ دنبه هم بود که روی کبابا می زد که خوشمزه تر بشه. داخل نشستیم. از داخل یک قسمت پنجره رو باز کرده بودن که طبیعت زیبای اونجا رو ببینیم. تا سرم رو کردم بیرون دیدم که رستوران کناری به نام رستوران آدنیس یک بالکن توپ داره که مردم دارن روش غذا می خورن. اینجا بود که دوست داشتم برم تو رستوران بغلی ولی دیر شده بود. برامون ۳ تا برنج و کره آوردن. کباب بره ها اکی بود ولی اون لذیذی رو نداشت. آخه قبلا هم خورده بودم کبابای اونجا رو ولی مطمئنم که لذیذ تر بود گوشتاشون. خوش گوشت هم معمولی بود و اصلا خوشم نیومد. کوبیده هم که اصلا طعم کوبیده نمی داد ولی دنده کبابش به نصبت بقیه غذاها بهتر بود و خوشم اومد ولی اونقدر گوشت نداشت. برنجش ولی خوشمزه بود. لیمو هم تازه بود. غذا که تموم شد لحظه غم انگیز سفر شروع شد و اونهم اینکه هزینش ۹۹۰۰۰ تومان شد!!!! حالا اینکه چه جوری ۹۹۰۰۰ تومان شد نمی دونم ولی جالب بود که فاکتور بدون رقم بود و کلا صاحب رستوران حفظی حساب کرده بود. احتمالا ریاضیش خیلی قوی بود. دیگه قرار شد تو این سفر دونه دونه چیزهایی که می خوایم بخریم قیمتش رو قبلش تا دیگه این بلا سرمون نیاد. دوباره راه افتادیم به سمت کلاردشت و شب رو تو کلاردشت کنار رودخونه به سر کردیم... بازی پرتقال هم بود که جاتون خالی با صرف هندونه و ... نگاه کردیم.
  • رستوران شاهین
  • رستوران شاهین
  • رستوران شاهین
  • رستوران شاهین
  • رستوران شاهین
  • رستوران شاهین
  • رستوران شاهین
  • رستوران شاهین

نظــرات شما

    نظری ثبت نگردیده است!