رستوران دوست داری یا کافی شاپ؟

رستوران کافی شاپ
  • رستوران زمین

  • آدرس: تهران - تهران - شهرک غرب، خیابان سیمای ایران، مجتمع مسکونی پردیسان، رستوران زمین
رستوران گیاهی زمین سه چهار روز پیش که روزنامه آسیا بودم از آقای نجاتی شنیدم که رفته رستورانی که غذای گیاهی و ارگانیک می ده. مستر که کلا با وجترین بودن میونه خوبی نداره زیاد قضیرو جدی نگرفت ولی وقتی دید که مجید کثیری از بچه های روزنامه آسیا با آقای نجاتی بحث این رستوران رو می کنن تصمیم گرفت که سری به این رستوران بزنه. واسه همین قرار گذاشتیم یه شنبه شب به اتفاق بریم اونجا. یه شنبه شد و ساعتای ۸ بود که باتفاق رفتیم به سمت منزل مستر تا دوربینم رو بردارم. تو راه بودیم که میسیز از خونه خالش زنگ زد که بریم دنبالش. آخه این روزا ماشین مستر خراب شده و ماشین میسیز رو قرض کرده. با توجه به ترافیک خیابون صدر که به خاطر دو طبقه شدن هست(دست شهردار محترم درد نکنه) تصمیم بر این شد که میسیز همراهیمون نکنه و ما مجردی بریم اونجا. رفتیم خونه و من سریع پریدم یه دوش ۲ دقیقه ای گرفتم و دوربینو برداشتم و ماشین رو گذاشتم تو خونه تا همه با یه ماشین بریم. رستوران پشت مجتمع خرید میلاد نور بود و اسمش رستوران زمین بود. جلوی مجتمع نگهبانی بود که از کسایی که نمی شناخت کارت شناسایی می گرفت.(حتما کارت شناسایی همراتون باشه ترجیحا شناسنامه!!!) آقای نیک سرشت هم که کارگردان برنامه سر آشپز شبکه دو سیما که جمعه شبا پخش می شه هم قرار بود به جمعمون اضافه بشه. وقتی مجید داشت کارت شناسایی می داد دیدیم که آقای نیک سرشت سی دی سفره سیمرغ که در رابطه با آموزش آشپزی با نگرش طب سنتی هست رو به نگهبانی داده به جای کارت ویزیت!!! باید مارکتینگ رو یه جورایی از ایشون یاد گرفت. رسیدیم رستوران و با محیط عجیبی روبرو شدیم. رستوران تو کانکس بود و سبز رنگ. جلوی رستوران کلی سبزیجات کاشته بودن و با فواره های کوچکی اونجا رو مزین کرده بودن. بچه که بودم سبزیجات و بادمجون و گوجه فرنگی زیاد می کاشتم ولی از بد روزگار حالا نمی رسم از ۲ کیلومتری این سبزیجات رد شم. یه بار هم بعد از کارتون پینوکیو سکه ۵ تومانی کاشتم تا درخت پول در بیاد ولی نمی دونم چراهیچ وقت این اتفاق نیفتاد!!! فضای باز هم داشت که با صدای دلنشین آب و فواره محیط دنج و زیبایی رو رقم زده بود. به هر حال تصمیم گرفتیم بریم تو کانکس و این کار رو هم کردیم. هیچ کی داخل نبود و نشستیم. محیط خیلی شیک نبود ولی خاص بود و برام جالب بود. شاید اگر تنها می بودم دق می کردم ولی با جمع فضاشو دوشت داشتم. تازه نشسته بودیم که موبایلم شروع کرد به زنگ خوردن. رییس کل قوا(میسیز) پشت خط بود و تو ۵ دقیقه آمار همه چی رو گرفت. مجید سفارش غذاها رو داد:‌سوپ برای همه به عنوان استارتر و سیب زمینی با ذرت و قارچ و فلفل دلمه و سالاد باغ جوانه که مخلوطی از سالاد فصل و جوانه گندم بود و سالاد مخصوص زمین که ترکیبی کلم و جوانه گندم بود و با روغن زیتون و سرکه بالزامیک سرو می شد و واقعا خوشمزه بود. شاید فکر کردم که اگر انقدر سس برای بدن مضره چرا رستوران ها به جای سس سرکه بالزامیک نمی دن به مردم. سوپ ها هم انقدر خوشمزه بودن که حاضر بودم هر روز یه کاسه ازش بخورم. قارچ و هویج و دیگر سبزیجات با لیمو تازه رویایی بود. نوشیدنی هم مالشعیر ویژه زمین که توش پر جوانه گندم بود و جوانه ها از بالای لیوان می پریدن پایین و بالعکس سفارش دادیم برای مجید و آقای نجاتی و اسموتی مخصوص که ترکیبی ازمیوه های مختلف بود گرفتیم. اسموتی رو دوست داشتم ولی با مالشعیر زیاد حال نکردم. البته بچه ها دوست داشتن. غذاهای اصلی رو هم مجید سفارش داد و تقریبا همرو شیر کردیم. غذای اول که خیلی اسم بامزه ای داشت پلو الهه سبز بود که من بهش می گفتم پلوی الهه!!!‌کلی خندیدیم. ترکیبی از بادم هندی، بادمجون، کشمش،‌ مخلوط سبزیجات و ادویه ترکیب شده با برنج بود که فوق العاده بود و بهترین غذای اونجا بود. خیلی دوست داشتم و فکر نمی کردم از غذاهای ارگانیک انقدر خوشم بیاد. غذای بعدی چلو کوبیده گیاهی بود که خیلی خوشمزه نبود ولی هیچ وقت فکر نمی کردم که کوبیده بدون چربی هم بتونم بخورم. باید بگم طعمش معمولی بود و مطمئنا کسایی که مثل مستر غذاهای چرب می خورن خیلی از این غذا خوششون نخواهد آمد. پیتزا زمین هم گرفتیم که قارچ، ذرت، زیتون، فلفل دلمه، پیاز ادویه و نمک دریا تشکیل دهنده موادش بودن که خوشمزه بود و خیلی دوست داشتم. سیب زمینی تنوری رو هم با غذاهای اصلی آوردن که اون هم با ذرت و قارچ خیلی خوشمزه بود. ساندویچ آووکادو سفارش دادیم که نداشتن. به خاطر همین ساندویج ویژه زمین که شامل سوسیس کالباس گیاهی بود رو سفارش دادیم که اصلا خوشم نیومد و دوست نداشتم. با اینکه خیلی سفارش دادیم من گیر دادم به اینکه جلبک دریایی رو هم تیست کنم که اونهم خیلی خوشمزه نبود ولی یه جورایی طعم اشپل ماهی رو می داد. البته یاد خودم و عباس افتادم که تو عید از بیکاری شبیه جلبگ شده بودیم و همش کارای تکراری می کردیم. در مجموع خیلی تجربه جالبی بود و از همه مهمتر وقتی تو منوشون خوندم که این غذاها تا ۴۰ درصد ابتلا به سرطان، تا ۲۰ درصد مرگ از طریق سرطان و ۲۵ درصد از ابتلا به بیماریهای قلبی کم می کنه. از همه مهمتر اینکه این غذاها سرشار از ویتامین و پروتئینه و بزرگانی مثل انیشتین، ادیسون، نیوتن، مولوی، گاندی، سقراط، زرتشت و مسترتیستر!!! همگی وجترین بودن. شاید تو ایران جا انداختن اینگونه غذاها سخت باشه چون همگی گوشت رو دوست می داریم و عاشقشیم. دسر هم ژله و ترامیسو گرفتیم که ترامیسو خیلی باحال بود و دسر هم خوشمزه بود. در همین حین یه خانم هم اومد که کلا لباسشم سبز بود و طرح لباساشم درخت و ... بود و معلوم بود که از اون وجترین های خفنه. هزینه هم ۸۳۰۰۰ تومان شد که مستر کارت کشید. در همین حین مجید و آقای نجاتی ۵۰۰۰۰ تومان به مستر دادن به عنوان دونگشون که ۶۰۰۰ تومان طلبکار شدن که دودره کردم بقیشو. امیر هم که دنبال کارت کشیدن بود که دونگشو بده که فهمید مستر دستگاه پوز نداره!!!! شب هم که رفتم خونه دو تا نیمرو با کره حیوانی زدم تو رگ!!!
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین
  • رستوران زمین

نظــرات شما

    نظری ثبت نگردیده است!