رستوران دوست داری یا کافی شاپ؟

رستوران کافی شاپ
دانلود اپلیکیشن
  • ویل برگر

  • آدرس: مشهد - خراسان رضوی - بلوار وکیل آباد – بالاتر از دانش آموز
ساعت ۱۱ صبح پرواز داشتم به مشهد. قرار بود ساعت ۵ تا ۶:۳۰ تو نمایشگاه Comex مشهد سخنرانی کنم. ساعت ۱۰ راه افتادیم به سمت فرودگاه مهرآباد، ترمینال ۲. چون پروازمون ایران ایر بود(بلا بدور)
رفتیم کارت پروازا رو گرفتیم ولی پرواز ۳۰ دقیقه ای تاخیر داشت. از فرصت استفاده کردیم و تو فرودگاه آب پرتقال خوردیم با کیک صبحانه که خوشمزه هم بود هر دو. بعد از خوردن سوار هواپیما شدیم و به مقصد مشهد راه افتادیم. مهمانداران زحمت کشیدن و برامون ساندویچ فیله مرغ آوردن. ولی صد رحمت به هواپیمای ماهان. شاید اگر زودتر سوار ایران ایر می شدم غذای ماهان رو به چشام می کشیدم. خیار شور مونده و ساندویچی در حد فاجعه. نوشابه هم که زم زم بود که واقعا دل شیر می خواد این نوشابه رو نوشیدن. دسر هم که یه چیزی مثل سنگ دادن که کنجد به هم چسبیده بود که واقعابد بود. البته اگر یادتون باشه سری قبل که درباره هواپیمایی ماهان نوشتم این مطلب تو خبرگزاریهای مختلف منعکس شد و یه عده می گفتن که در پروازهای کوتاه نباید چیزی سرو بشه. من هم می خوام بگم توروخدا اگر قراره این چیزای غیر قابل خوردن سرو بشه، نشه بهتره و یا پولیش کنن تا با سلامتی مردم بازی نشه.
به هر حال بعد از خوردن این غذا با آقای نورهانی و فرهاد شروع کردیم به بازی و هر جوری بود رسیدیم مشهد.بعد رسیدن ۳۰ دقیقه ای منتظر تاکسی شدیم و بعد هم سریع رفتیم شرکت کاسپید در مشهد تا Presentation رو آماده کنم تا در مورد پیج مستر سخنرانی کنم.
ساعتای ۴:۱۵ بود که یهو دیدم زمین داره می لرزه. بعلههههههههههههههه زلزله بود. زنوز(آقای زنوزی گرافیست شرکت) از همه جلوتر فرار کرد. مستر هم پشتش و بقیه هم تو موندن. اینجا بود که رسم مهمون نوازیمون مشخص شد. آقای نورهانی تو بود و اگر زلزله یه ذره شدیدتر می شد الان باید سر مزار ایشون...
به هر حال خدا رحم کرد و ایشون هنوز در قید حیاتن. بعدش رفتیم به سمت نمایشگاه. کلی از نمایشگاه مشهد خاطره دارم. زمانی که فقط ۲۰ سال داشتم تو این نمایشگاه شرکت کرده بودم. کلی از دوستام و استادام و ... رو دیدم. کلی از طرفدارای مستر هم اونجا بودن و مدام به مستر محبت داشتن و با مستر احوالپرسی می کردن.
بعد از سخنرانی با برو بچ شعبه مشهد کاسپید تصمیم گرفتیم بریم شام ویل برگر. سوار شدیم و رفتیم به سمت بالاتر از سه راه آب و برق. ولی ظاهرا مکان این رستوران تغییر کرده بود و منتقل شده بود به بالاتر از سه راه هنرستان. رفتیم داخل و چون تعدادمون زیاد بود ۱۵ دقیقه ای منتظر شدیم تا همه سر یک میز مستقر بشیم. تو این فرصت من اجازه گرفتم و رفتم داخل آشپزخونه و شروع کردم به عکاسی. موقع سفارش دادن دیدم همه دارن یه جور سفارش می دن‍‍! اینجا بود که مستر وارد عمل شد و قوانین مستر تیستر رو به همه یادآوری کرد. ۱۰ نفر باید غذاهای متفاوتی رو سفارش می دادن. 
سارا و شادی سپیدنام، خانم نخعی، علی احمدی، خانم کیایی، خانم احمدی، خانم محمدی، علی نورهانی، خانم ابراهیمی، فرهاد و مستر ۱۰ نفری بودیم که سفارش غذا دادیم. البته من می خواستم غذای بچه سفارش بدم چون اسباب بازی داشت ولی متاسفانه نداشتن و گفتن که اسباب بازیاشون هنوز نرسیده. یاد باباتیستر افتادم که همیشه برای مستر وقتی کوچک بود یک نوار قصه و یا اسباب بازی می خرید تا آمپول بزنه وقتی مریض بود و به خاطر همین مستر دیگه از آمپول نمی ترسه. 
سفارشایی که دادیم قارچ ویل، ویل ساده، چیز ویل، مخصوص، اگ ویل(برگر با تخم مرغ)، سوپر ویل، اسپایسی ویل، چیکن برگر، چیکن چیز و چیکن مخصوص سفارش دادیم. برگر ها حرف نداشت و اگر رفتین حتما برگر سفارش بدین. البته اگ ویل نگیرین چون زیاد ترکیب برگر با تخم مرغ رو دوست نداشتم. سیب زمینی هم شور بود. پودر سیر زده بودن ولی شورش کرده بودن. نوشیدنی هم که کوکا بود ولی کوکا تو مشهد مزه وایتکس می ده. به هیچ عنوان کوکا تو مشهد نخورین. یه زمانی کوکا مشهدی کلی معروف بود ولی الان... سالادش ولی خیلی تازه و خوب بود.
مرغ ها هم خوب بود ولی برگرهای ویل برگر یه چیز دیگس. غذاها رو خوردیم. هزینه هم که ۵۸۵۰۰ تومان شد. بلند شدیم که بریم خونه که ۴ ۵ تا جوون اومدن تو و دیدم که دارن پچ پچ می کنن و می گن اااااااااااااا مستر تیستر!!! همون آقای معروف!!!! تو مشهد اون موقع شب دیگه انتظار نداشتم که مستر رو بشناسن. 
به هرحال مستر بهشون سلام کرد و با هم یه عکس یادگاری گرفتیم.
بعد هم که رفتم خونه یه نیم ساعتی پشت در خونه موندم چون بابا تیستر و مامان تیستر خواب بودن و بعد ۳۰ دقیقه بیدار شدن...

نظــرات شما

    نظری ثبت نگردیده است!