• دیزی سرای عابدینی

  • آدرس: زنجان - زنجان - چهارراه امیرکبیر – کوچه نساجی مازندران – میدان ورکچیلر(بوته چیها)
یکی از موهبت های الهی که خدا به مستر داده یک عدد معده با حجم وسیعه! بعد جگرکی ناصر راه افتادیم به سمت دیزی عابدینی. دیزی سرای معروفی که دو برادر اونجا رو مدیریت می کنن. دو برادر شوخی که مدام با هم کل کل می کنن ولی خیلی از مشتریها میان اونجا تا یکی به دو این برادر رو ببینه تا علاوه بر خوردن یه دیزی خوشمزه و توپ کلی بخنده و با روحیه بره سر کارش یا خونش تا استراحت کنه. ساعت ۱۱ رسیدیم و در حالی که معده مستر پر بود از جغوربغور, تصمیم گرفتیم دیزی عابدینی هم براتون تیست کنیم. با آقای سیدین؛ اکبرنیتی و آقای یوسفی و خانوم و فرزند گلشون راه افتادیم و از بین مغازه های مسگرها رفتیم به سمت تیست دیزی. رسیدیم و با برادران خوش برخورد و بامزه عابدینی مواجه شدیم. چند ساعتی که اونجا بودیم یکی از برادرها مارو کلی خندوند. مثلا به برادرشون می گفت که این کارگرمه! و از این شوخیا که باید خیلی جنبه بالایی داشته باشید که بهتون برنخوره ولی برادر دیگر مدام می خندید و بعضا جواب هم می داد و این وسط ما روده بر شده بودیم. 
دوستام می گفتن که این یکی بدو باعث شده همه بیان و بیشتر از اینکه از دیزی لذت ببرن از محیط و شوخی ها بخندن. یه طبقه هم بالا بود که اونجا هم کلی صندلی داشت. ترشی ها مرتب در ظروف فلزی قدیمی و بعضا یک بار مصرف چیده شده بود. به نظرم تنها ایرادی که تونستم بگیرم ظرف یه بار مصرف برای بعضی از ترشیها بود. یخچال ارج خیلی قدیمی کنار مغازه بود که پلیوری ازش آویزون بود. پدر برادران عابدینی هم اونجا بود که فقط ترکی صحبت می کرد. وقتی پرسیدم شما چیکار می کنین به ترکی گفت من کشاورز بودم و وقتی پرسیدم از بچه هاتون راضی هستید گفت بچه هام نون حلال خوردن و با دستای زحمت کشی کشاورزی به اینجا رسیدن و به خاطر همین موفقن. خانمی طبقه بالا مشغول پاک کردن سبزی تازه بود و طبقه بالا رو که نگاه می کردیم آقای عابدینی به همراه اکبر معنی گاو رو به ترکی به ۲۰ حالت به مستر گفتن که کلی خندیدیم. وقتی رفتیم طبقه پایین یکی از مشتریها شروع کرده بود به خوردن دیزی که اون هم شروع کرد به شوخی با آقای عابدینی. انگار مشتریهای آقای عابدینی هم اومده بودن که شوخی کنن و کل کل دیزی رو آوردن. نون از قبل ریز شده, ترشی, سبزی خوردن تازه که رنگش با آدم حرف می زد و نون تازه و دوغی که تو پارچ فلزی آماده تیست بود برامون آوردن. راستی دیوارشون هم جالب بود. آدرس ایمیل از جیمیل رو دیوار بود و یک وایت بردی که رو دیوار بود و سفارشا رو روش می نوشتن. 
یک انبردست هم برای جا به جا کردن دیزی ها بود. وقتی از یکی از برادرها دلیل موفقیتشون رو پرسیدم گفت که اگر ۵ صبح بیای سر کار و جنس خوب به مردم بدی و در کل درستکار باشی مطمئن باش موفق می شی. جالب بود که تو دیزی آلو جنگلی می ریختن و ادویه ای که به گفته خودشون ۵۰۰۰۰ تومان کیلویی قیمتشه و ... دیزی رو که آوردن آقای عابدینی زحمت کشید و دنبه رو تو آب گوشت به طرز ماهرانه ای کوبید و بعد هم توش نونی که از قبل ریز شده بود رو ریخت. تیستش کردم و باید بگم فوق العاده بود. بعد هم گوشت کوبیده رو تیست کردیم و باید بگم محشر بود. به قدری خوش مزه بود که دوست داشتم ۲ تا دیزی هم بگیرم ببرم تهران تا در فرصتی که معده عزیزم خالی بود تیستش کنم دوباره. پیشنهاد اکید می کنم که به این شهر سر بزنید و این دیزی رو به همراه برادران شوخ طبع عابدینی نوش بکنید و برای مسترتیستر دعا کنید. هزینه هم ۱۲۰۰۰ تومان با تمام مخلفات برای هر دیزی بود که خیلی مناسب بود. دیزی رو خوردیم و در برگشت با صحنه جالبی مواجه شدیم. دوچرخه ای رو دیدیم که ۴۰ سال پیش به مغازه داری در زنجان سپرده شده بود و صاحب دوچرخه هیچ وقت برنگشته بود ولی مغازه دار همچنان به امید پیدا کردن صاحبش ۴۰ ساله که دوچرخه رو هر روز صبح جلوی مغازه قرار میده به امید آنکه صاحبش روزی برگردد!!!!! به قول شاعر: شاید که ببینی و بيايي هرچند که بر دست من و تو، این فاصله مرگ است دمادم اما به دلم نور امید است شاید که بيايي
 

نظــرات شما

  • حیدر احمدی نیا : کیفیت دیزی و برخورد برادران عابدینی خیلی عالیه- ما به فاصله چند روز 2بار دیزی خوردیم- شهریورماه 97 قیمت یه دست دیزی با همه مخلفات شد20هزار تومن 1397/09/24
  • مهدی توسلیان : عالی یه تجربه عالی در محیط ساده و جذاب قیمت کم و کیفیت بی‌نظیر حتما تجربه کنید 1397/05/31