• ناصر جگرکی

  • آدرس: زنجان - زنجان - بازار جگرکیهای زنجان
شب رفتم گاوازنگ روی کوه های اطراف زنجان. خیلی سرد بود. قرار شد صبح زود بریم جگرکی ناصر با رضا سیدین و سایر دوستان تا جغور بغور های معروف بازار قدیم زنجان رو تیست کنیم. صبح ساعت ۸ صبح با دوستان از هتل بزرگ زنجان رفتیم به سمت بازار. ماشین رو پارک کردیم و پیاده رفتیم برای صرف صبحونه. خیابونای قدیمی که اکثر مغازه ها مسگری بودن و حال و هوای خاص خودش رو داشت. مغازه های جگرکی زیادی هم بودن که مدام تعارف می کردن که بریم و غذاشون رو تیست کنیم ولی مستر که علیرغم ترک بودن فقط ساغل و چند کلمه دیگرو بلده مدام با گفتن ساغل ازشون تشکر می کرد. رفتیم و رسیدیم به جگرکی که کل شب خوابش رو می دیدم. رفتیم داخل. آدما هم همه تیپای قدیمی داشتن و عکسای فردین و اسطوره ما ایرانیها غلامرضا تختی و عکسهای خیلی قدیمی به در و دیوار این جگرکی بود. آهنگای قدیمی هم رو کاست در ضبط صوت قدیمی سانی مشغول نواختن بود و آقا ناصر هم داشت جغور بغور درست می کرد. سینی ها فازی, کفگیر دست آقا ناصر و ترازویی که با سکه های قدیمی و وزنه به آقا ناصر کمک می کرد که جگر ها رو وزن کنه و بعد با فلفل و گوجه و دنبه(به جای روغن) درست کنه.
 
البته آقا ناصر از قدیم به خاطر تابلویی که خطاب به رییس جمهور وقت گرفته بود و تو رسانه ها چاپ شده بود معروف بود خیلی. تو تابلو گفته بود که ۲ تا فرزند تحصیل کرده دارم در منزل و یک باغ کوچیک دارم که هیچ امکاناتی برای پرورش ماهی اختصاص نمی دهند.
 
فضا خیلی کوچیک بود ولی بقدری سوژه داشت که نیم ساعتی مشغول گرفتن عکس از بچگی آقا ناصر و روزنامه های قدیمی رو دیوار بودم. به قدری ذوق کرده بودم که خوردن رو برای اولین بار تو زندگیم فراموش کردم! از آقا ناصر ویدیو از گوجه ریز کردنش هم گرفتم. به قدری سریع این کارو می کرد که وقتی ازش پرسیدم که چه جوری این کار رو می کنید گفت که کار رو که خوب انجام بدی یاد می گیری. از بچه هاش پرسیدم که گفت ۳ تا پسر دارم که یکیش پیشش کار می کرد. می گفت همسایه هام و رقبام می خوان سر به تنم نباشه و اگر بپرسین آقا ناصر کجاست میگن از اینجا رفته. البته این موضوع در شرکت کاسپید (شرکت مستر) هم صادقه و کاملا درکش کردم. می گفت که چهار نسل این مغازه چرخیده که حالا داره موفق این کار و انجام می ده و شاید قدمت و کیفیت غذاش همه رو می کشونه اونجا جوری که صف جلوی مغازش تو روز تعطیل تشکیل شده بود.
 
نشستیم و برامون جغور بغور رو آوردن. به قدری خوشمزه بود که با اینکه مستر طرفدار جیگر نیست خیلی کم مونده بود که انگشتاشو بخوره. شاید تمیزترین رستوران نبود ولی گرما و صفا و غذاش بینظیر بود جوری که مستر ۲ تا ظرف کامل خورد تازه تو راه برگشت پشیمون شد که چرا یک ظرف برا تو جاده نگرفته.
 
موقعی که غذات رو می خوردی یه تیکه نون رو غذات می ذاشتی تا جیگرت سرد نشه و از دهن نیفته. بعد غذا هم ژتون چایی گرفتیم که از مغازه روبروییش چایی رو آوردن و به نوعی outsource شده بود!
 
شاید خیلیامون تا به تعطیلی می خوریم می ریم سمت شمال ولی از این به بعد مستر هر ۲ ماه یه بار می خواد بره زنجان. چون زنجانی ها تو مهمان نوازی یه دونه ان. شرکت آرت من و هر پرس هم ۷۰۰۰ تومان بود که باید پول می دادی و بزرگ زده بودن که کارت خوان نداریم. روزهای عادی ۸ تا ۱۶ و روز تعطیل تا ۲ بیشتر نیستن. شیشه هم شکسته بود که به عنوان تهویه ازش استفاده می شد.
 
برای گرم کردن رستوران هم یه گاز بود با یه حلبی که روش یه آجر گذاشته بودن و در نوع خود بینظیر بود در پایان هم دختر خانوم بسیار زیبا به نام پارمیس هم اونجا بود که مستر با اجازه پدرش کلی عکس باهاش گرفت. کلا این جگرکی تو دنیا تکه و پیشنهاد اکید می کنم که همین هفته سر ماشین رو به سمت زنجان کج کنید تا مثل مستر در قرن ۲۱ به ۱۰۰ سال قبل برگردید. به افراد فوفول اصلا پیشنهاد نمی شه
 
  • ناصر جیگرکی
  • ناصر جیگرکی
  • ناصر جیگرکی
  • ناصر جیگرکی

نظــرات شما

    نظری ثبت نگردیده است!