رستوران یا غذایی که دوست داری جستجو کن

  • رستوران خاورخانوم

  • آدرس: چابکسر - گیلان - سرولات، لیمه سرا
۵ شنبه شب به دعوت بیژن بیرنگ رفتم بندبن. روستایی که نزدیک چابکسر و رامسره و دقیقا هشت کیلومتر با سرولات که محل رستوران خاور خانوم هست فاصله داره. تو این چند سال که مسترتیستر شدم خیلی هاتون ازم خواستید که برم و از رستورانشون گزارش بگیرم که نشد. ظهر جمعه از بیژن خواهش کردم که بریم رستوران خاور خانوم تا بتونم گزارش توپی از اونجا بگیرم. تو جاده صحنه های بسیار زیبایی دیدم. شالی های برنج که خانوم های زحمت کش گیلانی تا کمر تو گل بودن و در حال زحمت کشی. بیژن می گفت این برنج قیمتش ۷۵۰۰ تومان نیست. این باید کلی قیمت داشته باشه و حتی صادر بشه! ولی با کمال تعجب می بینیم که نه تنها صادر نمی شه برنج هندی میاد تو مملکت خودمون!
 
جاده به قدری زیبا بود که حد و نهایت نداشت. تو مسیر یهو یه رستوران دیدم که اسمش خاله خاتون بود. اسمش خیلی نزدیک بود به خاور خانوم و اگر بیژن نبود شاید اشتباه می کردم و می رفتم اونجا غذا می خوردم! همیشه این کپی کاری ها اعصاب مستر رو می ریزه بهم. نمی دونم چرا بعضی از افراد اصلا از خودشون خلاقیت نشون نمی دن و همیشه دنبال رو دیگران هستن که همیشه هم نا موفقن! به هر حال خواستم بهتون این نکته رو تذکر بدم که شما هم مثل مستر این اشتباه رو نکنین.
 
بعد بالا رفتن از کوه رسیدیم به رستوران خاور خانوم که دیدی بینظیر به جنگل داشت. البته چون در حال ساخت و ساز و افزایش طبقات بود باید از مسیری عبور می کردی که زیبایی چندانی نداشت. روبروی این رستوران هم رستوران دربند(لطفی) یا فاطی خانم سابق بود که به نظرم یکی از بزرگترین اشتباهاتشون تغییر نام فاطی خانم بود چون همیشه افراد دوست دارن که غذای شمالی رو یک خانم شمالی درست کنه و این تغییر نام به نظرم به خاور خانم بزرگترین کمک رو کرده در جذب مشتری.
 
اما با بیژن و رها رفتیم داخل. صف عریض و طویلی رو دیدیم که فکر کنم حداقل یک ساعتی رو باید منتظر می موندیم. بیژن با دیدن صف به مستر پیشنهاد داد که بریم جای دیگه ولی مستر سماجت کرد و گفت اگر ممکنه همین جا غذا بخوریم. مستر هم که همیشه فضولی می کنه رفت پشت سر خاور خانوم و شروع کرد به عکس گرفتن از خانومی که داشت مرغ شکم پر و ماهی سفید و قزل آلا سرخ می کرد. از خاور خانم هم کلی عکس گرفتم. از دست خطش که شبیه فری کثیف بود و از آشپزخونه ای که پشت سر خاورخانم بود. یه صحنه خاور خانم از مستر پرسید که دارین چه کار می کنین که بهشون توضیح دادم برای روزنامه آسیا گزارش می گیریم. یه لحظه هم ازشون خواستم که یک سلفی با هم بگیریم که خواهشم رو رد کرد و گفت مملکت اسلامیه. بعد آقا مازیار که یکی از پرسنل اونجا بود بهم گفت که با آقایون عکس نمی گیره و یه خانوم حتما باید باشد که با اومدن رها خانوم این موضوع ختم به خیر شد و تونستم سلفی ۳ نفره بگیرم.
 
یکی از نکات جالب این بود که خود خاور خانم سفارشات رو می گرفت و هر ۱۰ دقیقه یه بار دخل و ول می کرد و می رفت داخل آشپزخونه می نشست و کاغذها رو می ذاشت جلوش و کباب ها که روی زمین تو سینی بودن رو بر اساس سفارشات می ذاشت تا بقیه کباب کنن! این یعنی ۵ دقیقه ای صف کامل منتظر حضور دوباره خاور خانوم می شد. اما نکته ای که یه مقدار من و بیژن رو ناراحت کرد این بود که وقتی پدری اومد بطری آب برای بچش بگیره پرسنل اونجا خیلی بد برخورد کردن و از دادن آب خودداری کردن و از پدر خواستن که بره ته صف! این یکی از نکاتی بود که خیلیا به برخورد بد پرسنل و حتی خاور خانوم وقتی که عکساشون رو تو اینستاگرام مستر شیر کردم بهش اشاره داشتن که امیدوارم بعد خوندن این مقاله خاورخانوم حلش کنه. بعد ۱ ساعت رفتیم و بهمون میزی رو اختصاص دادن.
 
صندلیهای کنار پنجره خیلی خوب بودن. چون هم ابرهای در حال حرکت رو می دیدی و هم جنگل و هم بارون که واقعا لذت غذا رو چند برابر می کرد. منو هم یه تیکه کاغذ صورتی بود که در نوع خود بینظیر بود. موقعی که نشسته بودیم خیلیا بیژن رو می شناختن و بعضا می شنیدم که می گن بیژن بیرنگه و ... سفارش دادیم. باقالی قاتق, میرزا قاسمی, ماست کوزه ای, زیتون پرورده, سیرترشی, ماهی سفید و مرغ شکم پر و کباب ترش گرفتیم. یکی از نکات منفی استفاده از ظروف پلاستیکی برای سیر ترشی و زیتون پرورده بود ولی ماست کوزه ای حرف نداشت و سرشیرش دیوونه کننده بود. خود ماست هم حرف نداشت. سیر ترشی و زیتون هم خیلی خوشمزه بودن.
 
برنج کته هم که بوش هوش از سر مستر برد. میرزا قاسمی و باقالی قاتق هم حرف نداشت. مرغ شکم پر هم خوشمزه بود و با سس آلو سرو می شد و شکمش هم پراز سبزیجات کوهی و محلی بود. ماهی هم خوب بود ولی کباب ترش خیلی بد بود. کباب ترش با گوشت گوساله بود که خیلی سفت بود و اصلا پیشنهاد نمی کنم. البته خیلی از افراد که قبلا رفتن معتقدا که کیفیت با توجه به اینکه شلوغ شده به نسبت قبل افت کرده ولی مستر چون قبلا تیست نکرده بود نمی تونه قضاوت کنه. هزینه هم ۱۲۰۰۰۰ تومان شد که مبلغ کمی نبود و ظاهرا قیمت ها رو هم بالا بردن که زحمتش رو بیژن کشید و نذاشت مستر دست تو جیبش کنه.
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانوم
  • رستوران خاورخانم

نظــرات شما

  • بهناز بحرینی : خاورخانم عالیه غذاهاش. مرغ شکم پر وپلوهای قالبیش راخیلی دوست دارم.ایضا میرزاقاسمی 1398/01/07